خیلی وقته که یه دل سیر شعر نگفتم!!!!
قدیما قبل از اینکه شعر رو روی کاغذ بیارم کامل تو ذهنم می آوردمش بعد می نوشتمش بعضی وقتا شعر نانوشته من ۳۲ بیت یا بیشتر هم می شد. اما الان ذهنم خسته است!!! پیر نیستم خیلی هم جونم اما تمرکز ندارم.خیالم جاشو با کابوس عوض کرده، عواطفم همه با حساب کتاب شدن و خیلی خسیس شدم!!! دیگه نمی تونم احساس به خرج بدم و شعر بگم دیگه ست و دلباز نیستم!!! راستشو بخواین خودمم اون مهدی دست و دلباز رو بیشتر دوست داشتم حالا شما که دیگه جای خود دارین!!!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:19  توسط مهدی
|
