تبليغاتX
اشک عشق

اشک عشق

سلام دوستان

تو یک نقطه بحرانی هستم واسم دعا کنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 18:26  توسط مهدی  | 

سلام دوستان

وعده برای انتظار شاهکار هایی از من:

گامی است در جهت احیای فضای سبز!!( زیر پای شما + علف)

دستهایم خالیست

من در اندیشه پر کردن این خالی ها

دست پر می آیم؟

سر راهم دو قدم مانده به تو

روی یک تکه سنگ

شاخه ای از یاس است

چه کسی می داند شاید این کار خداست

یاس را می چینم

 لرزشی سرد مرا می گیرد

من به دیدار تو می آیم باز

باز فردا جمعه است

و من امروز تو را خواهم دید

دو قدم مانده به تو

مثل هر هفته تو را خواهم دید

تو همان جا هستی

بی نهایت آرام

بی نهایت تنها

چشم هایم خیس است

نفسم سرد ، دلم طوفانیست

تو که آرام گرفتی در خاک

گوش کن می آیم

این صدای قدم شاعر چشمان تو است

کوش کن می آیم

شعر این هفته فقط مال تو است

دو قدم مانده به تو

شعر را می خوانم

تو که آرام گرفتی در خاک آسمان ابری شد

من در اندیشه باران ماندم

ناگهان صاعقه زد

مرد خاکستری آن روز به دنیا آمد

تو که آرام گرفتی در خاک

رنگ ها هم مردند

حال من مانده ام و خاکستر

رنگ خاکستری انگار به من می آید

چه کسی می داند شاید این کار خداست

دو قدم گشته تمام

به مزار تو رسیدم آری

فصل خاکستری رویایم

گوش کن اینجایم

دستهایم خالیست

همه ی زندگیم در خاک است

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:15  توسط مهدی  |