تبليغاتX
اشک عشق

اشک عشق

دروغ راستین من پر از حقیقتی عجیب                              

حقیقت نگاه تو پر از دروغ دلفریب

خیال آشنای تو تجسم دو چشمه اشک

غم و فراق و بی کسی ز عشق تو مرا صلیب

نگاه عاشقانه ات ورود زندگی به مرگ

تبسمی که می کنی برای دردها طبیب

تمام آرزوی شب شبیه چشم تو شدن

سیاه چاله دلت هوای عاشقی غریب

صدای سبز زندگی صدای خنده های تو

ز دوریت بهار من دلم نمی شود شکیب 

تو باش تا که زندگی دوباره زندگی کند

و یا برو مرا بکش دوباره بر همان صلیب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 9:42  توسط مهدی  | 

چشمهایش را بست

و به ظلمی که به او می کردند لحظه ای اندیشید:

چه ستمکارانه

 زندگی را قفس آلوده برایش کردند

و چه بی شرمانه

میله های قفسش را گل نیلوفری آزین کردند

کمی ارزن که به ارزانی آزادی بود

و کمی آب که انگار همین ها کافیست به درون قفسش آوردند

.................

راستی هم خوبند؟!!

آن کسانی که قفس می سازند

و پرنده به درون قفسی می آرند که پر از آزادیست

دور از دست خطر:

یک پرنده حتی سهم یک گربه نخواهد بودن

و کسانی که به یک تیر و کمان چشم هاشان همه دنبال پریدن ها هست

بی نصیب از همه جا می مانند

و پرنده باید عوض این همه خوشبخت شدن

فکر پرواز و پریدن ها را گو شه ای پشت قفس جا گذارد به ابد

قفس خوشبختی!

در ازای پر خود را بستن

و به پرواز و پریدن هرگز دل ندادن،

هرگز!!

.....................

چشم هایش شد باز

و ستم ها را دید

و از آن دام پرید

و  به پرواز و پریدن بالید

و به وخشبختی پاینده رسید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 9:38  توسط مهدی  | 

صداي سنگي قلبت شكسته شيشه

 دل بزن دوباره و بشكن مرا هميشه دل

 چگونه مي گذري از نگاه چشمانم

تويي كه اسم قشنگت شده كليشه دل

تمام وحشت من از حقيقتي زخميست

 سقوط زرد درختي به دست تيشه دل

شروع سيل عظيمي ز موج تنهايي

 ببار قحطي باران به خشك ريشه دل

 بگير گوش دلت را كه باز مي پيچد

صداي نعره آهم درون بیشه دل

 منم كه بود و نبودم نگاه چشمانت

گدايي از در چشمت هميشه پيشه دل

بيا و مرحم زخمي ترين غزل ها باش

 چرا كه از غم دوري شكسته شيشه دل مهربانتر از تو مي داني كه هست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 13:40  توسط مهدی  | 

بر هر چه بود و هست

در پیش روی تو

محکم و استوار اقرار می کنم

این اعتراف من

  باواژه های مهر

 جمله های شوق

در موجی از غرور

این اعتراف من:

من دوست دارمت...

من دوست دارمت...

من دوست دارمت...

تقدیم به عشق جاویدانم ماه آسمان

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 14:53  توسط مهدی  |