با ترانه های سبز
با شکوفه های سرخ
با تمام حس غربتی که آشناییت د چار می کند
می شود تو را سرود
لابه لای هر غزل قصیده شعرخوب
می توان تو را نوشت
روی برگ گل درخت یا که آه خسته ی دلی
می شود تو را گریست:
از میان چشمه های چشم های خشک چارده چروک چند ساله ای که عشق را ندیده اند حسرت دو قطره اشک عاشقانه را کشیده اند
بار ها و بارها
می توان تو را گریست
می شود تو را نفس کشید
از نسیم سرزمین انتظار
از شکوه آسمانی قیام لاله ها برای عشق
از مرور گفته های زنده تا ابد
می توان تو را در عمق هردلی
یا در اوج هر پریدنی
کشف کرد و شاد بود
شاد از حضور تو
در کنار قلب های منتظر برای تو
می شود تو را شناخت
می شود تو را سرود
می شود تو را گریست
می توان تو را شناخت
می توان تو را سرود
می توان تو را گریست
می شود به شرط عشق
می توان به شرط عشق ............................................................................................................
از: مهدی جعفری
