من که با نا امیدی غریبه بودم
من که با سیاهی بیگانه بودم
من که با بدی آشنا نبودم
اکنون خود را در حصارشان می بینم
صبر تنها کلید این حصار است
من که با نا امیدی غریبه بودم
من که با سیاهی بیگانه بودم
من که با بدی آشنا نبودم
اکنون خود را در حصارشان می بینم
صبر تنها کلید این حصار است
هستم ولی خیلی خسته ام
بدون اینکه اراده کنم دارم فراموش می شم
این روزا به این نتیجه رسیدم که تعداد آدمای بد تو دنیا خیلی بیشتر از تعداد آدمای خوبه
کلاْ حسش نیست!!!
مثل خودشون هم نیستن
اون جوری هستن که دلشون می خواد.
مرد خاکستری به ملکوت اعلا پیوست....![]()
وبلاگ مرا به تسخیر خودشان در آورده اند.
کاش بتوانم گردگیری مفصلی در زندگیم به راه بیاندازم
همه چیز علیه من داره پیش می ره!!!!!!!!!!
سربازی هم عالمی داره ها
من الان سی و چند روزه که سربازم!!!
دارم مرد می شم (به قول قدیمی ها)
واسم دعا کنید .خدا بهم نزدیکه و من ازش دورم.
عشق همه چی رو از من گرفت.حتی خودمو![]()
کاش بتونم یه جورایی مثل همونی باشم که منو به این روز انداخته!!!![]()
بهم گفت فراموشش کنم![]()
من هم فراموش کردم!![]()
دوست داشتن و عشق ورزیدن رو !!!![]()
بهم گفت واسه خودم ارزش قائل باشم
فهمیدم دوست داشتنش بی ارزشم می کنه ![]()
بهم گفت بی خیالش بشم چون بی خیالمه![]()
بی خیالش شدم![]()
حالا همش کابوسم شده!!!![]()
بهم گفت داشتم گولش می زدم![]()
فهمیدم صادقانه و بی ریا دوست داشتن کسی یعنی گول زدنش![]()
خیلی چیزا بهم گفت و خیلی چیزا ازش شنیدم![]()
داشتم ازش متنفر می شدم![]()
داشتم از خودم بی زار می شدم![]()
داشتم ...![]()
اما نشد![]()
روزگار می گذره و من امیدوارم هرگز روزی نیاد که اون از گفته هاش پشیمون بشه![]()
![]()